موهام رسیدع بود تا گردنم خعلی رو مخم بود
بابامم نمدونم چرا بعدع عی همع سال رگش زدع بالا
گف عی بری کوتاع کنی دیع دخدمر نیسی
فرداش رفدم ارایشگاع باز سون زدم اومدم خونع
شناسناممو نیگا کردم دیدم هنو دخدرشم
مسعولین لدفا رسیدگی کنید
برچسب:
نویسنده: زهرا حیدریان